قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1129

تاريخ الفي ( فارسى )

مسلمه هر روز هزارهزار درم است . اين معنى بر مزاج ايشان گران آمده نزد مسلمه كس فرستاد كه : فردا بيا تا با هم غذاى چاشت تناول كنيم . و فرمود تا آن روز انواع اطعمهء الوان ترتيب داده كمال تكلّف به جاى آوردند . و گفته بود كه بايد پيش از آن آوردن آن طعامها طعامى كه مرتب از عدس و پياز كرده باشند حاضر سازند . آن‌گاه آن اشتهاى متكلّف در نظر آيد . القصّه ؛ چون صباح مسلمه به ملازمت عمر بن عبد العزيز آمد آن جناب او را چندان در سخن مشغول داشت كه آتش جوع او به مرتبهء نايره كشيد كه نزديك بود فرياد برآورد . در اين اثناء اوّلا به موجب اشاره‌اش عدس حاضر گردانيدند . مسلمه از آن عدس چندان به كار برد كه سير شد . بعد از آن طعامهاى متكلّف بياوردند . مطلقا يك لقمه نتوانست تناول فرمود . عمر گفت : يا ابا سعيد ، چرا طعام نمىخورى ؟ جواب داد : يا امير المؤمنين سير شدم . عمر گفت : سبحان اللّه تو از اين آش كه [ چون ] يك درم صرف مصالح آن شود ده كس را كافى بود چنين سير شدى ، پس چرا هر روز هزار درم خرج طعام مىكردى ؟ اى مسلمه از حقّ سبحانه و تعالى بترس و خود را داخل مسرفان [ 152 ب ] مگردان و مالى كه در اين باب خرج مىكنى به ارباب احتياج و گرسنگان اهل اسلام ارزانى دار كه به رضاى باريتعالى نزديكتر است . بعد از آن فرمود كه : رحم اللّه أبا تراب - يعنى رحمت خداى تعالى بر علىّ بن ابى طالب باد - كه در ايام خلافت خود غذاى او نان جو بود و او نيز به مرتبهء سيرى نمىرسيد و مىفرمود كه : كيف اشبع و حول الحجاز بطون . يعنى : چگونه من سير شوم و حال آنكه در گرد حجاز شكمهاى گرسنه بسيار است . پس مسلمه گفت : فرمان امير المؤمنين راست و امر خليفه بر جان من رواست . بعد از اين‌چنين كنم . * * * [ منع عمر بن عبدالعزيز سب اميرالمومنين على ( ع ) ] و از جمله وقايع اين سال است منع عمر بن عبد العزيز سبّ امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را . « 1 » تفصيل اين مجمل آنكه از اوّل تسلّط بنى اميّه ، يعنى از زمان حكومت معاوية بن ابى سفيان تا ايّام خلافت عمر بن عبد العزيز ، رضىّ اللّه عنه ، در ايام عيد و جمعات بر رؤوس منابر زبان به دشنام و سبّ امير المؤمنين و امام المتّقين اسد اللّه الغالب علىّ بن ابى طالب ، عليه الصّلوة و السّلام ، مىگشادند . و اوّل كسى كه بر اين امر جرأت نمود معاوية بن ابى سفيان بود ، و در جميع بلاد خطيبان را حكم كرده بودند تا نسبت به آن حضرت ولايت مرتبت ناسزا مىگفتند .

--> ( 1 ) . بر طبق تصريح ابن ابى الحديد عمر بن عبد العزيز قبل از رسيدن به مقام خلافت ، تصميم گرفته بود مسئلهء سبّ را موقوف كند ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 357 .